خبر
سخنی با شورای محترم نگهبان
5918
سخنی با شورای محترم نگهبان
طی روزهای گذشته بدفعات مکرر با اعتراضات حضوری نمایندگان وکلای دادگستری در مقابل مجلس شورای اسلامی و اجتماعات جمعی از وکلای دادگستری در مقابل کانون وکلای دادگستری فارس و کهکیلویه و بویراحمد و کم و بیش در کانونهای مختلف روبهرو بوده و شاهد هزاران پیام، مطلب و مقاله در رسانههای عمومی و فضاهای مجازی بودهایم.
چه بسا بسیاری از همکاران از سرِ درد، ناباوری و ناراحتی با جملاتی تند و اعتراضی و یا بصورت جملات طنزگونه و نیز در مواردی به صورت ارائه مطالب فقهی، علمی و حقوقی دیدگاههای خود را بیان نمودهاند.
اینجانب نیز بنوبه خود بر آن شدم با نگاهی کوتاه بر قانون اساسی و فلسفه وجودی آن مطلب زیر را جهت امعان نظر و عنایت به آن تقدیم حضور نمایم.
تردیدی نیست که بنیاد دستگاه قضایی حاضر براساس تحریرالوسیله و کتاب القضا آن بنا نهاده شده است. بعد از مقدمه کوتاه در شروع کتاب القضاء در سطور دوم، سوم و چهارم (صفحه 7) چنین مرقوم گردیده:
«و منصب القضاء من المناصب الجلیله الثابته من قبل الله تعالی للنبی صلی الله علیه و آله، و من قبلهِ لللائمۀ المعصومین علیهم السلام و من قبلهم للفقیه الجامع الشرائط الاتیه»
بنابراین اختیار رهبر یا شورای رهبری در قسمتی از بند 6 اصل 110 قانون اساسی:
«نصب و عزل و قبول استعفای عالیترین مقام قوه قضائیه منبعث از آن است.»
باین ترتیب عنایت میفرمایند جایگاه قاضی در مقام قضا با رعایت سلسله مراتب فوق جایگاه الهی است.
اصل 35 قانون اساسی مقرر میدارد:
در همه دادگاهها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
بدیهی است وکیلی میتواند در مقابل آن جایگاه رفیع (جایگاه الهی) قرار گیرد که خود، از نظر شأن، مقام و منزلت از جایگاه برابری برخوردار باشد، تا بتواند در صورت بروز لغزش و یا اشتباه مقام قضائی، آن لغزش و اشتباه را متذکر گردیده و تبیین نماید.
بنابراین خداوند نه تنها احکم الحاکمین و قضاوت مختص اوست این حق به شرح مطالب معروض با رعایت سلسله مراتب به صورت فعلی مورد تفویض قرار گرفته است.
اما به استناد آیات ذیل خداوند علاوه بر مقام قضا، وکیل و نعم الوکیل میباشد.
آیه 173 سوره آل عمران میفرماید: «حسبنا الله و نعم الوکیل»
آیه 102 سوره انعام میفرماید: «و هو علی کل شیء وکیل»
آیه 12 سوره هود میفرماید: «و الله علی کل شیء وکیل»
آیه 66 سوره یوسف میفرماید: «قال الله علی ما نقول وکیل»
آیه 28 سوره قصص میفرماید: «و الله علی مانقول وکیل»
آیه 62 سوره زمر میفرماید: «و هو علی کل شیء وکیل»
بنابراین نه تنها قضات به شرح مرقوم از جایگاه الهی برخوردارند، با مداقه نسبت به آیات فوق ملاحظه میشود وکلا نیز هم مانند قضات از جایگاه الهی برخوردار هستند نه در جایگاه کاسب کارانه و جایگاه کسب و کار و تجارت پیشهگی.
صرفنظر از لغزشها و ایرادات موجود در شغل قضا، باستناد آیات قرآن حتی پیامبرانی که علاوه بر مقام پیامبری و نبوت، دارای مقام قضاوت از سوی خداوند بودند نیز دچار لغزش در امر قضاوت میشدند.
باستناد آیه 24 سورۀ (ص) حضرتداود، در امر قضاوت دچار تعجیل میشود و مبادرت به قضاوت عجولانه مینماید، البته بلافاصله متوجه لغزش خود گردیده و در مییابد که مورد آزمایش الهی قرار گرفته و از این رو به سجده افتاده و طلب استغفار مینماید.
به گواهی آیات 78 و 79 سوره انبیاء دو پیامبر الهی (حضرت داود و حضرت سلیمان) که هر کدام علاوه بر پیامبری دارای مقام قضاوت از سوی خداوند نیز بودند، در یک موضوع واحد مبادرت به دو حکم متفاوت و مغایر هم مینمایند و خداوند با ذکر «ففهمنا ها سلیمان» قضاوت حضرت سلیمان را مورد تأیید قرار میدهند.
بنابراین حق این نبود که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بر اثر عدم اشراف بر مبانی فقهی و قانون اساسی آن اصول را مورد خدشه قرار دهند.
از اینرو، جامعه وکالت سراسر کشور از فقهای محترم شورای نگهبان انتظار دارد به علت عدم توجه به مبانی فقهی و شرعی، تصمیم مجلس را در تقلیل جایگاه و مقام رفیع وکالت و تنزل آن به جایگاه کسب و کار و کاسب پیشهگی ایراد وارد فرموده و بلا اثر نمایند.
از منظر دیگر حقوقدانان محترم شورای نگهبان نیز مانع از خدشه نسبت به اصول قانون اساسی گردیده و از نقض آن ممانعت به عمل آورند.
علی حامد توسلی- وکیل دادگستری
روابط عمومی کانون وکلای دادگستری مرکز