خبر

هیات مدیره انجمن علمی حقوق اساسی ایران در نامه ای به معاون حقوقی قوه قضاییه اقدام قوه قضاییه برای اصلاح آیین نامه اجرایی قانون لایحه استقلال کانون وکلا را غیر قانونی اعلام کرد

5565

باسمه تعالی
جناب آقای دکتر مصدق
معاون محترم حقوقی رئیس قوة قضائیه
با سلام و تحیت؛
در پاسخ به فراخوان مورخ 99/۰۱/24آن معاونت محترم برای جلب نظرات عموم جامعة حقوقی راجع به پیش‏نویس اصلاح آئین‌نامۀ اجرایی لایحة استقلال کانون وکلای دادگستری، انجمن علمی حقوق اساسی ایران به‏عنوان نهادی علمی، در چارچوب رسالت خود برای پاسداری از مجموعة حق‏ها و آزادی‏های اساسی و بنیاد حاکمیت قانون، با نظر به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به‏عنوان شالودة نظم حقوقی کشور، قوانین موضوعه و تعهدات بین‏المللی دولت، موارد زیر را اعلام می‏دارد:
1. حق بر دادرسی عادلانه و حق برخورداری از وکیل به‏عنوان حق‏هایی بشری که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اسناد بین‏المللی حقوق بشر شناسایی و اعلام شده است مقتضی استقلال نظام قضایی و استقلال کانون‏های وکلای دادگستری از قدرت سیاسی است. مواد ۸ تا ۱۱ اعلامیة جهانی حقوق بشر (مصوب ۱۹۴۸م.) و مادة ۱۴ میثاق بین‏المللی حقوق مدنی و سیاسی (مصوب ۱۹66م.) بر تصدیق این حق جوهری و آیینی دلالت دارند و با توجه به پذیرش بی‏قید و شرط منشور بین‏المللی حقوق بشر از سوی دولت ایران و اعلام مادة ۹ قانون مدنی، مفاد این تعهدات در حکم قانون داخلی ایران است.
2. کانون وکلای دادگستری بر اساس استانداردهای حقوق عمومی، نهادی حرفه‏ای، عمومی و مستقل است که بر پایۀ مشارکت اعضای خود به تنظیم امور حرفة وکالت می‏پردازد. نظارت حکومت بر چنین نهادی علی‏الاصول باید حداقلی و صرفاْ محدود به پایش الزامات ناشی از حکومت قانون باشد. همچنانکه بر اساس ‌مادة 1 قانون «لایحۀ استقلال کانون وکلای دادگستری» (مصوب ۰5/12/۱۳۳۳ ه.ش) «کانون وکلای دادگستری مؤسسه‌ای است مستقل و دارای شخصیت حقوقی» که وفق مادة ۲ «به‏وسیلة هیأت مدیره اداره خواهد شد».
3. اکنون اما، قوة قضائیه در حالی آهنگِ اصلاح و تصویب آیین‏نامة اجرایی لایحة استقلال را نموده است که قانون مزبور چنین ابتکار عملی را برای آن به رسمیت نشناخته است و کانون‏های وکلای سراسر کشور نیز اعلام کرده‏اند نیاز و عزمی برای تنظیم و پیشنهاد اصلاحیه ندارند. طبق مادة ۲۲ قانون لایحة استقلال کانون وکلای دادگستری: «کانون وکلا با رعایت مقررات این قانون، آیین‌نامه‌های مربوط به امور کانون از قبیل انتخابات و طرز رسیدگی به تخلفات و نوع تخلفات و ‌مجازات آنها و ترفیع و کارآموزی و پروانۀ وکالت را در مدت دو ماه از تاریخ تصویب این قانون تنظیم می‌نماید و پس از تصویب وزیر دادگستری به موقع ‌اجراء گذاشته می‌شود.»
چنانکه از متن صریح این ماده و سابقۀ تاریخی برمی‏آید، آیین‏نامة اجرایی قانون را کانون وکلا تنظیم کرده و وزیر دادگستری هم صرفاْ از باب نظارت بر رعایت قوانین مملکتی آن را به تصویب رسانده است. بعد از آن نیز در صورت نیاز به اصلاح آیین‏نامه، باید پیش‏نویس لازم را کانون تنظیم و پیشنهاد نماید و در صورت عدم ابتکار کانون، با توجه به اصل اساسی استقلال شخصیت حقوقی کانون از قوة قضائیه (مذکور در مادة اول قانون)، وزیر دادگستری (یا رئیس قوة قضائیه) صالح برای برای ابتکار عمل تنظیم و اصلاح آیین‏نامه نیست. این ترتیب، لازمة کاملاْ معقول و متناسب با غایت قانون مزبور است.
عنایت شود که صدر مادة ۲۲ نیز به تبعیت از اصل حقوقی، «رعایت مقررات این قانون» را برای وضع آیین‏نامه لازم شمرده است. اینکه در متن فراخوان و در صدر پیش‏نویس اصلاحی به جانشینی رئیس قوة قضائیه به‏جای وزیر دادگستری (در رژیم حقوقی سابق) اشاره شده است، فرع بر اصل این موضوع است که صلاحیت تصویب آیین‏نامة اجرایی متوقف بر تشخیص و ارائة پیشنهاد تنظیمی از سوی کانون وکلاست. ضمن اینکه از نظریۀ شمارۀ 4212 مورخ 1359/09/11شورای نگهبان نیز صرفاً مسئولیت قوۀ قضائیه «در امور تشکیلاتی دادگستری» مستفاد می‏شود.
اصل صلاحیت از محورهای اساسی در حقوق عمومی و اساسی است و بارها مورد توجه شورای محترم نگهبان نیز قرار گرفته است. چنانکه طبق نظر تفسیری شمارة ۴۳458/30/90 مورخ 1390/6/2این شورا در خصوص اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي، «بديهي است رئيس قوة قضائيه نمي‌تواند براي دستگاه‏هاي خارج از اين قوه آيين‌نامه وضع نمايد».
4. پذیرش پیشگامی قوة قضائیه برای اصلاح آیین‏نامة اجرایی لایحة استقلال نه‏تنها با اصل حاکمیت قانون مطابقت ندارد، بلکه به‏منزلة نفی اصل تفکیک قوا (اصل 57 قانون اساسی)، در حکم ورود این قوه به قلمرو صلاحیت انحصاری مجلس شورای اسلامی در تقنین (اصول 57 و ۷۱ قانون اساسی) و فراتر از حدود وظایف و صلاحیت‏های مقرر برای قوة قضائیه و رئیس محترم آن (اصول ۱56 و ۱58قانون اساسی) نیز هست، زیرا قانون لایحة استقلال به کانون وکلا شخصیت حقوقی مستقل برای ادارة امور کانون و صلاحیت منحصر برای تنظیم و پیشنهاد آیین‏نامه‏های اجرایی قانون اعطا کرده است، اما نتیجة تنظیم و تصویب این اصلاحیه به‏وسیلة قوة قضائیه، نقض این موازین است.
علاوه بر این، بسیاری از مفاد این پیش‏نویس جنبة وضع قانون دارد که تنها در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است. ضمن اینکه کانون وکلا جزئی از تشکیلات قوة قضائیه نیست و لذا در چارچوب اصل ۱58 قانون اساسی دال بر محدودة اختیارات رئیس قوة قضائیه برای ایجاد تشکیلات یا اصلاح تشکیلات موجود در آن نمی‏گنجد.
5. فارغ از نکات فوق، مفاد پیش‏نویس منتشر شده در مواردی از نظر ماهوی نیز خلاف قانون اساسی و قوانین موضوعه است. برای مثال، مادة ۴۰ پیش‏نویس اصلاحیه با تشکیل «شورای عالی هماهنگی وکلا» با «ریاست معاونت حقوقی قوة قضائیه» در مقام ایجاد ساختار جدیدی در کانون‏های وکلاست که جایگاهی در قانون لایحة استقلال ندارد و آشکارا استقلال کانون را که بنیاد لایحة استقلال و هویت و شخصیت متمایز کانون است نقض نموده است. این نهاد از جمله اختیار دارد «خط مشی کلی در رابطه با موضوعات مرتبط با وکلا» را ترسیم کند و تصویب آنها را به رئیس قوه پیشنهاد دهد. همچنین است تشکیل «ادارۀ کل نظارت بر امور وکلا و کارشناسان و مترجمین رسمی» به ریاست یکی از قضات منصوب رئیس قوه قضائیه طبق مادة ۴5 پیش‏نویس.
6. کانون وکلای دادگستری کهن‏ترین نهاد جامعة مدنی ایران است و استقلال نهادین آن از حاکمیت، از شاخص‏های توسعة قضایی و موجب ارتقای حقوق بشر و شهروندی در کشور است. هرچه بر استقلال عمل کانون وکلا افزوده شود و از قیود آن کاسته شود، گامی برای پیشرفت و اعتلا و تضمین حقوق شهروندی برداشته خواهد شد. احترام به حقوق ملت و التزام به تکلیف مقرر در اصل‏ یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی ایجاب می‏کند قوة قضائیه‏ به عنوان قوه‏‏ای‏‏ مستقل‏ که‏ «مسئول‏ تحقق‏‏بخشیدن‏ به‏ عدالت‏» و عهده‏‏دارِ «احیای‏ حقوق‏ عامه‏ و گسترش‏ عدل‏ و آزادی‏های‏ مشروع» است، ‏‎‎«پشتیبان‏ حقوق‏ فردی‏ و اجتماعی» افراد ملت و ضامن «حسن‏ اجرای‏ قوانین»‏ و در رأس آنها قانون اساسی باشد.

هیات مدیره انجمن علمی حقوق اساسی ایران